بیدار که شدم کنارم بودی
لبخندت را دیدم
و فهمیدم که فرسنگ ها دور تر از تو ، از خواب بیدار شده ام و فکر کرده ام که کنارت هستم
-
-
-
بیدار که شدم کنارم بودی
لبخندت را دیدم
آخرین بار این لبخند را روی لبان خودم دیده بودم ، پیش از خواب
خواب دیدم که کنارم می آیی
لبخندم را می دزدی و می روی
-
-
-
بیدار که شدم کنارم بودی
لبخندت را دیدم
مثل بوسه ی شاهزاده بود بر لبان زیبای خفته
بیدارم کرد
و دیدم که کنارم نیستی ، مثل همیشه
-
-
-
بیدار که شدم کنارم بودی
پشت به من ، کنار تخت ، پتو را کشیده روی بدن و صورتت
گشتم تا لبخندت را پیدا کنم
نبود
منتظر می مانم تا بیدار شوی
-
-
-
بیدار که شدی کنارت بودم
فکر می کردی هستم
در حالی که من ، فرسنگ ها دورتر به دنبال لبخندت می دویدم