حس غالب در این لحظه : خوشحالی
حس غالب در 6 سال گذشته همچین لحظه ای : خوشحالی
-
هر لحظه ای که می گذره ، من خوشحال ترم از کنار تو بودن ، و ناراحت از اینکه هر کدوم از این لحظه ها منو به پایان این خط ، یعنی جدا شدن از تو نزدیک می کنه
-
گاهی وقت ها دلم می خواد زمان همین جا قفل شه . همین الان ، دیگه هیچ چیزی عوض نشه
فکر می کنم بهشت همین باشه
-
یک : نمایشگاه کتاب ، اوین ، جلوی در ورودی ، ظاهر میشی با یک کیف کوله . نشستیم روی صندلی های آوفی تئاتر . کناب واره و سایه اش رو می خرم . راه میریم . روس صندلی های آمفی تئاتره ، مجسمه ی گلی . مانتوی آبی کمرنگ و کیف کرم ، میف کوله ی سورمه ای . صورت صاف . 75 . خوب بریم دیگه . همین وسط ؟!! شمارتونو ؟ من دیگه شرمنده میشم
دو : نمایشگاه کتاب ، اوین ، تو فضار سبز یه سکوی سیمانی ، حرف می زنیم ، قراره بعدش بیای خ ،کتاب نخریدیم فکر کنم ؟ به پارسال فکر می کنیم گاهی . هوای خوب . 80
سه : مصلا . دستشویی یا ایستگاه مترو ؟ عصبانی شدیم بعد از نیم ساعت علافی. مصلا مزخرف و کثیف و زشت . هم مدرسه ای های تو . هایدا خریدی و من باهات نیومدم به خاطر همون هم کلاسی ها ؟! کلاس شیمی داری میدون ونک .تاکسی 10 تومن . باید زود بریم . مصلا بیریخت و زشت . غرفه ی قلم چی ، کتاب زرد ، من اصلا نمی فهمم چیه ! کنکور تو . موهای بلند تو . 85
چهار :نمایشگاه کتاب . مصلا .کنکور من . به زور جور کردیم اما خوبه . از در بالایی اومدیم ، حیاطه سر سبزه ، باحاله ، از پارسال بهتره . غرفه تجربه کوتاه ؟ زرد قلم چی . کنکور من . به سال های گذشته فکر می کنیم . خوشحالیم فکر کنم
پنج : اول اومدی ب . یواشکی .حکیم ترافیکه . یه ساعته دنبال جا پارکیم .عصبانی . دور پارک می کنیم ، یه جای پرت که جلوش سمندای زرد وایسادن . مصلا . هنوز بی ریخته . خوشحالیم . لیست می گیریم از غرفه ها . نشر نیلا . درست یادم نیست 4 بود یا 5 ؟ به غرفه های قلم چی لبخند می زنیم . روز های سخت گذشتن .فکر کنم مانتو گل گلیه . یادته چه کتابای خریدیم ؟
شش : ماشین من باطری نداره . مصلا هنوز زشت . خیلی شلوغ . تب داری ، سرم درد می کنه . چقدر کتاب خریدیم .لیست می گیریم . اثر انگشت ماتیکی به جار خودکار ، هی بگو ایش . به سال های گذشته فکر می کنیم . خوشحالیم . چقدر تب داری آخه بمیرم . نیلا نیومده . کتاب موراکامی هم نیومده . اولیس هم نیومده . زندگی جنیان . شهید با زینب رابطه بدون واسطه داره . خونه ، عدس پلو ، چقدر بستنی . هوی به کتابای من دس نزن . قلقلک نده
ادامه دارد ... !؟
-
فکر می کنی سال دیگه همچین روزی چه جوریه ؟