وضعیت گهی دارم
نمی تونم هیچ کاری کنم . دکتر حجت ، چطور می تونم حرف از صداقت و پاکی و امنیت و وحدت تو معماری ایران برنم ، در خالی که خیلی وقته حتی یه قطره از این چیزا رو ندیدم
ایم کلمه ها خیلی وقته برام بی معنی شدن ، چطور باید درکشون کنم و کانسپت اثر معماری از توشون در آرم ؟
امروز می تونم هزار تا مشهد دروغگو ها و آدم کش ها و دیوث ها رو بسازم ، ولی تورو خدا از من نخواین به چیزای خوب فکر کنم
احساس گناه می کنم ، وقتی می خوام به حس زندگی فکر کنم ، چون بدن تیکه تیکه شده و صورت خونیه پسر ها و دختر های جوونی جلو چشممه که صداشونو از پنجره ی آتلیه هم میشه شنید
من حالم داره از زندگیم بهم می خوره ، زندگی نکردن بهتره یه دست و پا زدن تو این همه لجن و کثافت ؟
آخر ترمه
خیلی زیاد کار و پروژه دارم
من خودمو مسئول می دونم واسه اینکه یه کار خوب بدم
اما نمی تونم
چیکار کنم ؟
من نمی تونم جم بخورم به خدا
چرا یکی نیس یه کاری بکنه ؟
آرزوم بود که
خرداد 88 بود
اوایلش
بعد می گفتم ، بچه ها بی خیال ، دسبندای سبزتونو در آرین ، شما مسئول جون آدمایی می شین که می میرن
اصلا ریدم دهن سیاسیت
جون آدما وسطه
می فهمی خودخواه عوضی آشغال
فقط یه کم دیر بود، خشونتش کم بود
http://chrr.us/spip.php?article7669
reader.google.com
ایمیلت رو بده بهم ... یه پیام خالی بزن الان
فراموش کن اون گذشتهی کوفتی رو