WHERE I END AND YOU BEGIN
Saturday, April 12, 2008
دلم برات تنگ شده
دلم برا خودمون تنگ شده
ای کاش همه ی تو اوج می موند
ای کاش همه چیز تو اوج تموم می شد
اونوقت حداقل ، چند سال دیگه ، رویای اون باهامون می موند
حداقل یادمون نمی رفت که یه روز کجا بودیم و چجوری بودیم
تو یه انتخابی ، می فهمی ؟یه انتخاب
اینکه وجودت لمس بشه توی بغلم زیر لبام یا نه ، یه شرط فرعیه
چون تو انتخاب شدی و تموم ، و کس دیگه ای نمیاد جات
حتی اگه خودت نباشی
...
ای کای تو اوج می خوندیم
یا همون جا رها می شدیم و می رفتیم ، با کلی خاطره ی قشنگ
.
.
.
پی نوشت : اینو انقدر راحت نوشتم ، واسه اینکه می دونم نمی خونیش . چند ماهی هست اینجا نیومدی رفیق