WHERE I END AND YOU BEGIN
Wednesday, May 02, 2007
در میان طوفان ، موهای بلندت در باد پرواز می کنند
تو در جاده می ایستی و راه را می جویی
در میان توفان ، تابلو های آهنی راه را می بینی که دور خود می پرخند
و ماشین هایی که به سمت اقیانوس ها پایین می لغزند
و تو ایستاده ای ، با موهایی لرزان در هوا ، ایستاده ای و خود را نگاه می کنی
چشم هایت بیرون می جهند و صدای توفان ناشنوایی را تقدیمت میکنند
دستانت جدا می شوند و دهانت بسته
و تو تنها خود را حس می کنی و دنبال راه می گردی
راه فرار از این گرد باد در میان تابلو های راهنمایی چرخان و موهایت ، دور صورتت ، رقصان
تو پرواز می کنی ، بالا می روی ، پایین می آیی
زیر پاهایت را نگاه می کنی و روز بدنت می لغزی
تو راه را می جویی و هیچ جوینده ای جز خودت نمی یابی
دست هایت جایی در سیبری را می جویند و چشمان بیرون جهیده ات فاحشه خانه های بیرون شهر را
و تو در میان طوفان ، در میان کلاه گیس های کنده شده در گردباد ، در میان موهایت می جویی
چیزی را که هیچ نیست جز خودت
وقتی طوفان تمام شود
دست هایت را می بینی که به دو طرف بدنت چسپیده اند
چشم هایت که با ملایمت در حدقه حرکت می کنند
وگوش هایت که زیر موهای آراسته ات آرام گرفته اند
آرامشی و هدفی و راهی جز خودت نمی یابی
وقتی باد وزیر و طوفان شد
کنار جاده ای برو ، چسشم هایت را ببند و دست هایت را رها کن
تا باری دیگر ، وجودت را بفهمی
-
-
-
خوب فکر کنم چند ساعت ادبیات خوندن خیلی تابلو تو وبلاگم تابلو می شه
به علاوه اینکه دوس دارم اون چیزی که اون بالاس لیریکه آهنگی باشه که دوست دارم
1 Comments:
Anonymous Anonymous said...
sybri koja, faheshe khoonehaye biroone shahr koja, khod koja...