ابخند می زنم و می نویسم
وقتی که به تو فکر می کنم
همه چیز همینقدر ساده پیش می ره
اندر پیامد ولنتاینیش
-
-
-
ولی حالا از ولنتاین هم که بگذریم
از قیافه ی این وبلاگم که بگذریم
اصلا از هر چی هم که بگذریم
از تو نمی شه گذشت
ادم انقدر روت استاپ می کنه تا خوابش ببره
-
-
-
هه هه خوب مثینکه هیچ جوری نمی شه گذشت
از این ولنتاین یا هر چیز بامزه ی دیگه ای که هس
حتی با یه من ادعای روشنفکری
خلاصه من اینجام که لبخند بزنم و
همین شر و ورا رو تحویل بدم
از رفیقت نا امید نشو
آخه هر کار می کنه ، نه می تونه از فکرت بگذره ، نه از خودت
نه از نوشتن این پست ها برات
-
-
-
مستیه دیگه ، چه می شه کرد
آدم انقدر روت استاپ می کنه تا خوابش ببره