WHERE I END AND YOU BEGIN
Friday, January 26, 2007
جایی بین من و تویی که پشت کامپیوترامون نشستیم
کیلو متر ها زیر زمین
یه جا هست که ساکته
انقدر ساکت که حتی صدای نفش کشیدن کسی به گوش نمی رسه
-
-
-
...
اون روز به خودم قول دادم مریم باکره رو پیدا کنم و ببوسم
-
-
-
حال چندان خوبی بهم دست نمی ده
وقتی این صفحه رو باز می کنم و می بینم هیچی برای نوشتن ندارم
و الکی
بین جمله
ها
م
فاصله
میندا
زم
-
-
-
تو
تو ؟
-
-
-
بعضی وقتا معمولی
بعضی وقتا گنگ
بعضی وقتا جذاب
بعضی وقتا خواب آلود
بعضی وقتا جدی
بعضی وقتا سکسی
مگر اینکه اینطوریا بتونم وجود بی صفتم رو خوشگل کنم
درست مثل دلقک ها
4 Comments:
Anonymous Anonymous said...
بند آخر
همينطوري آدما جذاب مي شن
دلقك بازي شايد از شرافت آدم هاست؟

Anonymous Anonymous said...
آدما به هم علاقه مند می شن بعد نسبت به هم احساس مالکیت می کنن
این قسمتشو خیلی دوست
موقعی که هیچی نداری بدی ولی همه چی می خوای
اگه دیگه نباشه هم یه قسمتی ازت شده نمی دونم چه قسمتی
یه جوری که وقتی با بچت بازی می کنی میگی هی من یه زمانی یه رفیق داشتم

Blogger Shahrzad said...
ama dalghaka bi sefataaye khoshgel nistan -

Anonymous Anonymous said...
بی صفت که دیروز گفت دیگه نمی آد تو نیستی که توهم زدی