WHERE I END AND YOU BEGIN
Sunday, December 03, 2006
حالا سعی می کنیم این آهنگه ، بارون رو گوش نکنیم
جددن سعی می کنیم گوش نکنیم
ولی مگه می شه
-
-
-
شاید تقصیر دخترای تو مهمونیه بود ، وقتی اومدن لباشونو چسپوندن به گوشم بعد آروم یه چیزی گفتن و زدن به چاک . کی می تونست صداشونو بشنوه ؟ کی می تونست صداشونو بشنوه و بعد بیاد بگه هی ، من صداشونو شنیدم ؟ وقتی اونا همیشه گنگ تر از چیزی که باید حرف می زنن . بعد هم زدن بیرون . من مست نبودم ، اونقدری مست نبودم که نتونم با ماشین دنبالشون کنم اما اونا نبودن . هر جا می رفتم بوشون میومد ، بوی اون عطر لعنتی ای که همیشه به خودشون می زدن همه جا پیچیده بود . ولی کی می تونس پیداشون کنه ؟ فکر که می کنم بهش ، می بینم یادم نرفته چی می گفتن . یه سری آوای بی معنی . یه سری آوا از جنش خیانت ، شهوت ، هر چیزی جزچیزی که باید باشه . اونا فقط یه سری صدای ترغیب کننده بودن . یه سری بو که ادمو حتی تو مستی هم دنبال خودشون می کشید . آخه کی می تونه صاف وایسه و بگه هی ، من شنیدم صداشونو ؟ شاید یه شهوت همیشگیه ناب . مثل پکای آخر به سیگار . آخه کدوم احمقی می تونه مثل من تشبیه کنه واقعیتای گس و تلخو ؟ شاید فقط باید راه می رفتم . باید گاز می دادم تا فکر کنم قراره بهشون برسم ، وقتی در واقع هیچی نبودن . هیچی جز یه خواسته ، مثل یه بو ، مثل صدایی که انقدر آروم تو گوشت خونده شه ، که با اینکه تو حس کنی همشو شنیدی بدونی هیچی ازش نفهمیدی و بخوای بفهمی . شاید همین باشه . شاید هم یه چیزه دیگه . همه دیدن ، اما کی می تونه بگه . صدای خفه ی بلعیدن هوا در پک آخر سیگار قهوه ای
1 Comments:
Anonymous Anonymous said...
hano0zam hamoon aDami.Avaz nashOdi:X