من زندگی نمی کنم
هیچ وقت هم زندگی نکردم
زندگی همین حالا نیست
زندگی چند دقیقه ی دیگر نیست
من هیچ وقت زندگی نکرده ام
این حقیقتیست که با هیچ کدام از افکار فلسفی ام فریبش را نخورده ام
من هیچ وقت زندگی نکرده ام
بلکه فقط یک مشاهده گر بوده ام
یک چشم سوم
برای دیدن همه ی آنهایی که زندگی کرده اند
و زندگی می کنند
-
-
-
من حالا
همین حالا در حال نوشتم ام
اقرار می کند که بیش از ده شماره گرفتم
و به جای اینکه دکمه ی سبز را بزنم ، قرمز را فشار دادم
( دروغ هم که نخواهم بگویم ، یا بار سبز را فشار دادم ، و باید بگویم که از سینما و موزه ی هنر های معاصر متنفر شده ام )
بیش از ده شماره گرفتم
تا فهمیدم شماره گرفتن هیچ کمکی به من نمی کند
شاید بگویید نوشتن هم کمکی نمی کند
ولی بعضی وقت ها پاک کردن صورت مساله بهترین راه است
صورت مساله را پاک می کنیم : نیازی به کمک کردن و کمک شدن ندارم
و تنها اینجا نشسته ام
تنها اینجا نشسته ام
می گذارم باد بیاید
و صورتم را در هم بیامیزد
چشم هایم جای دهانم ، دهانم جای گوش هایم
گوش هایم جای دماغم ، دماغم جای مو هایم
همه چیز سر جای خودش
-
-
-
هنوز وقت هست
برای دیدن
یا ندیدن
-
-
-
آخرین اپیزود فقط با خودته
می تونی برام یه بوسه بفرستی
یا کل اپیزودو خط بزنی
kasaee ke harfaye talkh mizanan mitunan narahati o berahati hes konan
nemidooonam