وقتایی که تو نیستی
از تخت بیرون نمیام
شاید روزنامه های قدیمی رو دوباره بخونم
یا دفترچه تلفن رو
حتی هوا هم ، کسالت آور تر از همیشه می شه
این رو من نمی گم
لین هم وقتی زنگ می زنه بهم همینو می گه
من هم تو جوابش می گم اوهوم ، یا یه همچین چیزی
و اون دفترچه تلفن لعنتی رو ورق می زنم تا شاید از شماره های پشت سر هم به ذوق بیام
همین