WHERE I END AND YOU BEGIN
Thursday, April 13, 2006
این اتاق لعنتی باز بوی کاپتان بلک گرفته
انگار هیچ کس نمی خواد قبول کنه که موکت های این اتاق می تونه قرمز باشه از خون من
انگار هیچ کس نمی خواد قبول کنه که
می شه خندید به موکت های قرمز این اتاق
چون من به سقف چسپیدم
و دارم همه چیز رو می بینم
و می خندم ، انگار کسی داره شیکممو قلقلک می ده از اون پایین
-
-
هر کس با مرگ خود
فرشته ی مرگ را به مهمانی ای دعوت می کند که در آن به دنیا می آید
و هر کس پس از مرگ خود
صدای گریه ی فرشته ی مرگ را می شنود
که با سرعت زیادی محو می شود