از پنجره باد سرد می زنه تو . می رسه به دستای من . یخ می زنن و می رن تو جیبام
چند دقیقه ایه که به پرده ها خیره شدم
موج می خورن و بالا پایین می رن وفکر های منو هم با خودشون بالا پایین می برن
باد که شدید تر می شه فکرای من هم به اوج می رن
و به پنجره ی باز می رسن و پرده ها رو رو تن خودشون حس می کنن
بعد
می افتن
پایین
بوم