WHERE I END AND YOU BEGIN
Thursday, February 23, 2006
فرض کن مثلا
رو صندلی چوبیه ی رو بروییه من نشسته باشی
بعد لیوانتو که بردی طرف لبات یهو یادت بیفته
سرتو بلند کنی که حرف بزنی ، ببینی من نیستم
رفتم تو لیوانت
خودمو غرق کردم
مثله همیشه