خواب دیدم بالهایت را کنده ام
از جایی که بالهایت کنده شده اشک می آید
من هم همانطور خشکم زده
بیدار که شدم ، دیدم کنارم خوابیده ای
بعد ، دیدم از زیر ملافه ات نور بیرون می زند
ملافه ها را که کنار زدم دو جوانه ی کوچک بال را دیدم که از زخم کهنه ی روی شونه هایت بیرون زده
و تو فقط غلتی زدی ، صورتت و چشمان بسته ات را جلوی چشمانم آوردی ، و شونه هایت را زیر ملافه ها قایم کردی
من همانطور خشکم زده بود