WHERE I END AND YOU BEGIN
Saturday, November 12, 2005
خواب دیدم بالهایت را کنده ام
از جایی که بالهایت کنده شده اشک می آید
من هم همانطور خشکم زده
بیدار که شدم ، دیدم کنارم خوابیده ای
بعد ، دیدم از زیر ملافه ات نور بیرون می زند
ملافه ها را که کنار زدم دو جوانه ی کوچک بال را دیدم که از زخم کهنه ی روی شونه هایت بیرون زده
و تو فقط غلتی زدی ، صورتت و چشمان بسته ات را جلوی چشمانم آوردی ، و شونه هایت را زیر ملافه ها قایم کردی
من همانطور خشکم زده بود