دخترک دیوانه وار دور دایره اش می چرخد
می چرخد و موهایش و سایه اش را دنبال خود می کشد
و فکر هایش را دنبال خود می کشد
و می چرخد
(یک فاصله)
پیرزن سرش را از لای در داخل می کند
زن و مردی روی تخت خواب قرمز رنگشان هم آغوشی می کنند
پیرزن مشت هایش را سفت کرده و دو موجود در هم پیچیده را نگاه می کند
باد می زند
در محکم کوبیده می شود
(یک فاصله)
روزی همه ی دایره ها را می برم
یک نقطه کافیست
تا تبدیلشان کنم به بک خط صافه خمیده
شبیه بعضی آدم ها
(یک فاصله)
موهایش شل شده . سایه اش به دنبالش می دود
می چرخد