WHERE I END AND YOU BEGIN
Sunday, July 24, 2005
فریاد می زنند ، صورت هایشاند سرخ می شود ، دندانهای زردشان پیدا می شود ، چشم هایشان باریک می شود
فریاد می زنند و مرا بیرون می کنند از خاکشان
...تنها می شوم
تنها می شوم ، وحشی می شوم
موهایم را می سوزانم
فید آوت می شوم
...بر می گردم و می بینم آنها را ، فریاد می زنند ، دندانهای زردشان پیدا می شود
قهقهه می زنم
و قهقهه ام میان فریاد هایشان گم می شود