WHERE I END AND YOU BEGIN
Saturday, April 23, 2005
اول
آسیاب بادی می چرخد
کودک با عروسکش بازی می کند . می رقصد و می چرخد و می خندد
دوم
باد می آید . داغی را از خاک های کویر بلند می کند و به صورت کودک می کوبد
کودک گریه می کند . و آسیاب با سرعت بیشتری می چرخد
سوم
باد شدید تر می شود. سرعت اسیاب سرسام آور شده . کودک در باد معلق است
چهارم
بدن کودک لا به لای پره های آسیاب له شده . باد با هو هوی ضعیف خاموش می شود
پنجم
عروسک زیر خاک مدفون شده و پاپیون قرمز رنگ موهایش از سطح کویر قابل شناسایی است
آسیاب سکوت کرده . نمی چرخد