WHERE I END AND YOU BEGIN
Friday, April 08, 2005
یکی یکی از روی پله ها می پره
می رسه اون پایین . کنار هزار تا جسد تیکه پاره ی آدم ها
یه آدم دیگه اون بالا چشماشو می بنده
و می پره، از بالای پله ها ، همشون ، از بلند ترین نقطه
و جسد قرمز رنگش که تو اصطکاک با هوا سوخته
با صدای "تلپ" روی کپه ی کنار دست اون آدمه می افته
که دهنش از ابهت جهان باز مونده