WHERE I END AND YOU BEGIN
Thursday, February 24, 2005
آدما توهم گوریده شدن
کاموا های قرمز و آبی پشت شیشه ی مغازه هاشون برق می زنه
شعاع های سیاه نور رو میبینی که به هم برخورد می کنن و از هم بازتاب می شن ؟
پسرکه من چشاتو باز کن. ببین یه وقت خفه نشی
پسرکه من . چشاتو باز کن. حداقل خفه شدنه خودتو ببینی
پسرکه من چشماتو باز کن. بذار التماستو از چشمت بخونه خدا
پسرکه من. چشماتو باز کن... خواهش می کنم
یه دست سرد و یخ کرده و مرده و فاسد و پلاسیده و کثیف و یخ کرده به پاهام چنگ زده حداقل چشاتو باز کن که اونو ببینی... باشه ؟