می گویم: زندگی هایمان را فروختیم
می گوید: لباسهای قرمز و صورتی ام از مد افتاد
می گویم: با یه لیوان ویسکی چطوری؟
می گوید: بخور
می گویم: دیشب خواب زندگی دیدم
می گوید: من خواب لباسهای قرمز و صورتیه از مد افتاده ام را
می گویم: سرده.آتش روشن کن
می گوید: گازیه.فندک داری؟
می گویم: فروختم
می گوید: حراج